تبلیغات
seyed mohsen alavi
چت روم
آخرین مطالب

» لینک رایگان ( یکشنبه 24 بهمن 1395 )
» چشمان بسته ( جمعه 26 آذر 1395 )
» سخنان بزرگان ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» آهو و سگ ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» پادشاه ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» خیاط ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» مسلمان ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» دانستنی های جالب ( دوشنبه 10 اسفند 1394 )
» دانستنی های جالب درباره حیوانات ( دوشنبه 10 اسفند 1394 )
» 20قسمت در بدن که احتیاجی بهش نداریم ( دوشنبه 10 اسفند 1394 )
» متن های خوب ( دوشنبه 10 اسفند 1394 )
» متن های خوب ( دوشنبه 10 اسفند 1394 )
» متن های خوب ( دوشنبه 10 اسفند 1394 )
» ساخت بازی ( دوشنبه 10 اسفند 1394 )
» خواجه بخشنده ( یکشنبه 9 اسفند 1394 )

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


ایجاد کننده وبلاگ : سید محسن علوی



  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 5 اسفند 1394, 02:33 ق.ظ

وقتی گروه نجات زن جوان را از زیر آوار پیدا کردن او مرده بود.

اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند.

زن با حالتی عجیب به زمین افتاده و زانو زده بود .

حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود.

ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند.

چند ثانیه بعد سرپرست گروه دیوانه وار و با لکنت فریاد زد : بیایید ، زود بیایید !

یک بچه اینجا است !!! بچه زنده است !!!

وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت ، دختر سه یا چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد.

نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. مامور نجات وقتی بچه را بغل کرد .

یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد :


عزیزم ، اگر زنده ماندی ، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت.



ادامه مطلب
تبلیغات

تبلیغات